على محمدى خراسانى
354
شرح كفاية الأصول (فارسى)
2 - گاهى مقدار زمان تعيين شده به اندازهء مدّتى است كه عمل طول مىكشد ، نه سرسوزنى كمتر است و نه ذرّهاى افزونتر . مثل روزهء ماه مبارك كه از اوّل طلوع فجر صادق تا اذان مغرب است . نام اين واجب را واجب مضيّق گويند كه وقت آن ضيق است . 3 - و گاهى مقدار زمان تعيين شده بيش از مدّتى است كه انجام عمل طول مىكشد يعنى انجام كار از سوى مكلّف نيم ساعت طول مىكشد ولى وقتى كه از سوى مولى تعيين شده شش ساعت است مانند نمازهاى يوميّه كه وقت آنها وسيع است . چنين واجبى را واجب موسّع گويند . در رابطه با واجب موسّع چند بحث كوتاه مطرح است : الف ) واجب موسّع از آن رهگذر كه كلّى است ، داراى دو دسته افراد و مصاديق مىباشد : 1 - افراد دفعى يا در عرض هم ، مانند اينكه در همان اوّل وقت مىتوان نماز را در منزل خواند يا در مسجد ، مىتوان به جماعت خواند يا فرادا ، مىتوان در صف اوّل ايستاد يا صفوف بعدى و . . . 2 - افراد تدريجى يا در طول هم ، مثل اينكه مىتوان نماز ظهر را در اوّل وقت آن بجا آورد يا در وسط وقت يا در آخر وقت ، حال نسبت به افراد عرضى قطعا تخيير عقلى است يعنى ما امر به كلّى شديم و عقل ما را ميان افرادش مخيّر مىكند ( مثل اعتق رقبة ) ولى نسبت به افراد طولى و تدريجى محل بحث است كه آيا تخيير شرعى است ؟ يا عقلى ؟ مرحوم آخوند مىفرمايد كه تخيير عقلى است و جاى توهّم شرعى بودن نيست ، زيرا نسبت افراد طولى به خود واجب نسبت افراد به طبايع است كه وقتى به طبيعت و كلّى امر شديم و داراى افرادى بود ، عقل ما را مخيّر مىسازد . ( و به قول مرحوم مشكينى در حاشيه : « لانّ طريق احرازه امّا القطع بتعدّد الغرض بحسب الخصوصيات و امّا تعدّد الامر و كلاهما مفقودان . ) و در معالم الاصول از راه برهان سبر و تقسيم پيش آمده بود كه طريق مطلوبى است . » « 1 » ب ) آيا واجب موسّع عقلا ممكن است يا محال است ؟
--> ( 1 ) - معالم الاصول ، ص 76 - 77 .